پیشنهادات به آقای متکی :

در پی عزل جناب آقای منوچهر متکی از سمت وزارت امور خارجه دولت آقای احمدی نژاد و در پی جسارت واقع شده به حیثیت متکی وحیثیت ملت ایران در برکناری نا به هنگام ایشان قصد دارم پیشنهاداتی به ایشان ارائه کنم:

۱ـ اول سوال ما از ایشان این است که چرا مایل به همکاری با احمدی نژاد شده وحال آنکه خود با این کار از شخصیت خود وشانیت خود فروگذار کرده بودند؟ البته شاید جواب ایشان خدمت کردن به ملت باشد.

۲ـ از ایشان می خواهیم که دیگر  حتی با درخواست شخص رئیس جمهور به همکاری با دولت نپردازند.

۳ـ از ایشان درخواست می شود تا در انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۹۱به عنوان نماینده تهران یا نماینده زادگاه خود شرکت نمایند.

۴ـ ودر مجلس جزء نامزد های ریاست مجلس باشند تا با کناره گیری جناب دکتر لاریجانی برای انتخابات ریاست جمهوری. ریاست مجلس در ید شخص توانا و شایسته ای چون دکتر لاریجانی باقی بماند .باشد که از سال ۹۲ مجلس و دولت یازدهم همسو بوده وبرای پیشرفت ایران کمک کنند.

در آخر آرزوی سلامتی برای خدمت بیشتر شما را داریمک 

و الخیر فی ما وقع.

شاید حکمت این برکناری همین باشد.

خمیر مایه استاد شیشگر سنگ است       عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد.


مسوولیت‌ها

  1. نماینده مجلس شورای اسلامی (دوره اول- عضو کمیسیون خارجی): ۱۳۵۹
  2. رئیس اداره هفتم سیاسی- وزارت امورخارجه: ۱۳۶۳
  3. سفیر جمهوری اسلامی ایران در ترکیه:۱۳۶۴
  4. مدیر کل اروپای غربی وزارت امورخارجه:۱۳۶۸
  5. معاون امور بین‌الملل وزارت امورخارجه:۱۳۶۸
  6. معاون حقوقی، کنسولی و امور مجلس وزارت امورخارجه:۱۳۷۱
  7. سفیر جمهوری اسلامی ایران در ژاپن: ۱۳۷۳
  8. مشاور وزیر امورخارجه:۱۳۷۸
  9. معاون ارتباطات سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی: ۱۳۸۰(مامور ۲سال)
  10. نماینده مجلس شورای اسلامی (دوره هفتم- رئیس کمیته روابط خارجی کمیسیون امنیت ملی):۱۳۸۳
  11. وزیر امور خارجه در دولت نهم و دهم (از ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۹)
  12. نماینده مردم ... ورئیس مجلس نهم  از (۱۳۹۹۱تا۱۳۹۵)اگر خدا بخواهد

شاید بی ربط باشه ولی ربط داره

شباهت لاریجانی ومتکی

لاریجانی پس از اینکه از وزارت دولت نهم بیرون اومد وارد مجلس شد ورئیس مجلس شد و ریئس جمهور می شود ان شا الله.

متکی پس از برکناری........

Your image is loading...


حکایت اول:

دولت به تبع ریس دولت

گویند: کمال هم نشین بر او اثر کرد

گویند در زمان قدیم در مملکتی دور رئیسی بود به غایت دروغگو

چنان می بافید گویی چونان راست

آنقدر تداوم یافت کان دوستانش و معاون الاولش هم از روی عادت مجبور به دروغ گشت

تا جایی که وزیر فرنچ السلطنه آن که تکیه بر مسند راستی زده بود از آن هیئت خارج گشت

ومعاون الممالک بگفتی او خود از برکناریش و زمان تودیعش وانتخاب جانشینش خبر داشته

به فردای آن روز فرنچ السلطنه تکذیب کردندی که من کجا همی دانستم این همه چیز را

وگر می دانستمی حکایت سفرم چه بود

وگر می دانستمی استعفا می دادمی

چنین بود که چنان شدستی 

یا چنان بود که چنین شدستی

حکایت ۱ از کتاب حکایات دولت خدمت

منبع:www.a-h-r.blogfa.com       

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 آذر 1389    | توسط: اکبر میانه رو    |    |
نظرات()